تعهد(Obligation )
تعریف تعهد
تعهد مصدر باب تفعل مشتق از ریشه عهد است. عهد در لغت معانی متعدی از جمله قول، قرار، سوگند وصیت و ضمان دارد. در قرآن درخصوص عهد آمده است «اوفوا بالعهدان العهد کان مسئولا»[1]
بنابراین در تعریف عهد اینگونه نیز می توان گفت که عهد عبارت از آن چیزی است که بر ذمهی متعهد قرار می گیرد.
در فرهنگ حقوقی، تعهد ترجمه اصطلاح Obligation است که از حقوق فرانسه آمده است و در قانون مدنی تعریفی از تعهد نشده لیکن در ماده 183 قانون مدنی آمده است «عقد عبارتست از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد به امری نمایند و مورد قبول آنها باشد.» ملاحظه می شود که یکی از اسباب ایجاد تعهد عقود می باشند بلکه عقود و قراردادها مهمترین منبع تعهدات محسوب می شود. این معنای خاص تعهد یعنی تعهدات قراردادی می باشد. در معنای عام، تعهد اسباب متعددی می تواند داشته باشد از جمله، شبه عقد مانند تعهد نفقه اقارب، جرم و شبه جرم مثل تعهد استرداد مال مغصوب یعنی مالی که در اثر غصب بدست آمده است.
در تعریف تعهد علما و نویسندگان حقوق تعاریف متعددی ارائه کرده اند از آن جمله دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی در تعریف تعهد می گوید: «تعهد رابطه حقوقی بین دو شخص است که بموجب آن متعهد له می تواند متعهد را ملزم به پرداخت مبلغی پول یا انتقال چیزی و یا انجام دادن متعهد به بکند»[2] بنابر این نظر اثر تعهد ممکن است بلافاصله بعد از عقد یعنی بعد از ایجاب و قبول و انتقال مالکیت ظهور کند. یا ممکن است اثر آن بعداً ظاهر گردد. مانند تعهد مقاطعه کار به ساختن خانه طبق نقشه ای مشخص.
برخی دیگر تعهد را رابطه ی حقوقی می دانند که به موجب آن شخصی در برابر دیگری مکلف به انتقال و تسلیم مال یا انجام دادن کاری می شود خواه سبب ایجاد آن رابطه عقد باشد یا ايقاع یا الزام قهری[3]. بنابراین طبق این تعریف تعهد دو چهره متفاوت پیدا خواهد کرد. چهره مثبت، که شخصی به دیگری حق پیدا می کند که آن را طلب می گویند. چهره منفی، که شخص را ملتزم می سازد دین یا تعهد نام دارد. ضمن اینکه در این تعریف تعهدات و الزاماتی که خارج از قرارداد و در اثر وقایع حقوقی ایجاد می شوند وارد در تعریف شده است بنابراین بعضی از تعهدات از حکم قانون ناشی می شود مثلاً در مواردی که شخصی عمداً یا در اثر بی احتیاطی به دیگری زیانی وارد می نماید این قانون است که وی را به جبران خسارت وارد ملزم می نماید. پس، تعهد اعم است از الزامات قراردادی و الزامات خارج از قرارداد همانطور که دکتر سیدحسین صفایی در تعریف تعهد گفته اند: «تعهد از نظر حقوقی عبارتست از اینکه شخصی به موجب قرارداد یا قانون انجام یا عدم انجام امری را عهده دار شود».[4]
گفته شد که تعهد یکنوع رابطه حقوقی است بین دو طرف و این رابطه حقوقی به موجب ماده 219 ق.م الزام آور بوده و به موجب آن اجرای تعهد به مدیون واجب است. و این الزام آور بودن چه در عقود جایز و چه در عقود لازم بدیهی و موجود است و جایز بودن برخی از عقود منافاتی با الزام آور بودن این رابطه حقوقی ندارد به این معنا که در عقود جایز نیز تا زمانی که عقد باقی است تعهد ناشی از عقد نیز به تبع آن موجود است و متعهد نمیتواند به بهانه ی جایز بودن آن عقد از انجام تعهدات ناشی از آن امتناع ورزد. هرچند که با فسخ آن در آینده الزام آن از بین برود. برای مثال در عقد وکالت که عقدی جایز و قابل فسخ توسط هریک از طرفین است این امر نمی تواند خلل به الزام آور بودن تعهدات وکیل و موکل وارد آورد و وکیل مکلف است تا زمانی که عقد وکالت وجود دارد تعهدات خود را در قبال موکل انجام دهد و همچنین است در مورد موکل که مکلف به قبول تعهداتی است که وکیل در حیطه اختیارات خود به نیابت از وی پذیرفته است.
در انتهای این بحث جا دارد به طور مختصر به تفاوت میان عقد و تعهد بپردازیم. تعهد همان گونه که گفته شد رابطه دینی و شخصی است که بین طلبکار و بدهکار بوجود میآید که منشأ آن ممکن است عقد باشد یا وقایعی دیگر. پس عقد سبب ایجاد گروهی از تعهدات است و وجود این رابطه ی علیت نباید باعث خلط این دو شود به ویژه که اثر عقد را نمی توان محدود به ایجاد تعهد کرد زیرا اثر عقد گاه ایجاد یک حق عینی است.
1 سوره شریفه اسراء آیه 34
1 دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی- دوره حقوق مدنی حقوق تعهدات- چاپ سوم- انتشارات گنج دانش- ص 5.
1 دکتر ناصر کاتوزیان- نظریع عمومی تعهدات- چاپ دوم- نشر میزان- ش 53- ص 71.
تعهد مصدر باب تفعل مشتق از ریشه عهد است. عهد در لغت معانی متعدی از جمله قول، قرار، سوگند وصیت و ضمان دارد. در قرآن درخصوص عهد آمده است «اوفوا بالعهدان العهد کان مسئولا»[1]
بنابراین در تعریف عهد اینگونه نیز می توان گفت که عهد عبارت از آن چیزی است که بر ذمهی متعهد قرار می گیرد.
در فرهنگ حقوقی، تعهد ترجمه اصطلاح Obligation است که از حقوق فرانسه آمده است و در قانون مدنی تعریفی از تعهد نشده لیکن در ماده 183 قانون مدنی آمده است «عقد عبارتست از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد به امری نمایند و مورد قبول آنها باشد.» ملاحظه می شود که یکی از اسباب ایجاد تعهد عقود می باشند بلکه عقود و قراردادها مهمترین منبع تعهدات محسوب می شود. این معنای خاص تعهد یعنی تعهدات قراردادی می باشد. در معنای عام، تعهد اسباب متعددی می تواند داشته باشد از جمله، شبه عقد مانند تعهد نفقه اقارب، جرم و شبه جرم مثل تعهد استرداد مال مغصوب یعنی مالی که در اثر غصب بدست آمده است.
در تعریف تعهد علما و نویسندگان حقوق تعاریف متعددی ارائه کرده اند از آن جمله دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی در تعریف تعهد می گوید: «تعهد رابطه حقوقی بین دو شخص است که بموجب آن متعهد له می تواند متعهد را ملزم به پرداخت مبلغی پول یا انتقال چیزی و یا انجام دادن متعهد به بکند»[2] بنابر این نظر اثر تعهد ممکن است بلافاصله بعد از عقد یعنی بعد از ایجاب و قبول و انتقال مالکیت ظهور کند. یا ممکن است اثر آن بعداً ظاهر گردد. مانند تعهد مقاطعه کار به ساختن خانه طبق نقشه ای مشخص.
برخی دیگر تعهد را رابطه ی حقوقی می دانند که به موجب آن شخصی در برابر دیگری مکلف به انتقال و تسلیم مال یا انجام دادن کاری می شود خواه سبب ایجاد آن رابطه عقد باشد یا ايقاع یا الزام قهری[3]. بنابراین طبق این تعریف تعهد دو چهره متفاوت پیدا خواهد کرد. چهره مثبت، که شخصی به دیگری حق پیدا می کند که آن را طلب می گویند. چهره منفی، که شخص را ملتزم می سازد دین یا تعهد نام دارد. ضمن اینکه در این تعریف تعهدات و الزاماتی که خارج از قرارداد و در اثر وقایع حقوقی ایجاد می شوند وارد در تعریف شده است بنابراین بعضی از تعهدات از حکم قانون ناشی می شود مثلاً در مواردی که شخصی عمداً یا در اثر بی احتیاطی به دیگری زیانی وارد می نماید این قانون است که وی را به جبران خسارت وارد ملزم می نماید. پس، تعهد اعم است از الزامات قراردادی و الزامات خارج از قرارداد همانطور که دکتر سیدحسین صفایی در تعریف تعهد گفته اند: «تعهد از نظر حقوقی عبارتست از اینکه شخصی به موجب قرارداد یا قانون انجام یا عدم انجام امری را عهده دار شود».[4]
گفته شد که تعهد یکنوع رابطه حقوقی است بین دو طرف و این رابطه حقوقی به موجب ماده 219 ق.م الزام آور بوده و به موجب آن اجرای تعهد به مدیون واجب است. و این الزام آور بودن چه در عقود جایز و چه در عقود لازم بدیهی و موجود است و جایز بودن برخی از عقود منافاتی با الزام آور بودن این رابطه حقوقی ندارد به این معنا که در عقود جایز نیز تا زمانی که عقد باقی است تعهد ناشی از عقد نیز به تبع آن موجود است و متعهد نمیتواند به بهانه ی جایز بودن آن عقد از انجام تعهدات ناشی از آن امتناع ورزد. هرچند که با فسخ آن در آینده الزام آن از بین برود. برای مثال در عقد وکالت که عقدی جایز و قابل فسخ توسط هریک از طرفین است این امر نمی تواند خلل به الزام آور بودن تعهدات وکیل و موکل وارد آورد و وکیل مکلف است تا زمانی که عقد وکالت وجود دارد تعهدات خود را در قبال موکل انجام دهد و همچنین است در مورد موکل که مکلف به قبول تعهداتی است که وکیل در حیطه اختیارات خود به نیابت از وی پذیرفته است.
در انتهای این بحث جا دارد به طور مختصر به تفاوت میان عقد و تعهد بپردازیم. تعهد همان گونه که گفته شد رابطه دینی و شخصی است که بین طلبکار و بدهکار بوجود میآید که منشأ آن ممکن است عقد باشد یا وقایعی دیگر. پس عقد سبب ایجاد گروهی از تعهدات است و وجود این رابطه ی علیت نباید باعث خلط این دو شود به ویژه که اثر عقد را نمی توان محدود به ایجاد تعهد کرد زیرا اثر عقد گاه ایجاد یک حق عینی است.
1 سوره شریفه اسراء آیه 34
1 دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی- دوره حقوق مدنی حقوق تعهدات- چاپ سوم- انتشارات گنج دانش- ص 5.
1 دکتر ناصر کاتوزیان- نظریع عمومی تعهدات- چاپ دوم- نشر میزان- ش 53- ص 71.
1 سیدحسین صفایی- دوره مقدماتی حقوق مدنی- چاپ اول- نشر میزان- ج 2- ص 12.
www.ir_law.com
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۹ ق.ظ توسط ناصر رهبر
|
Ph.D. Student in Private Law and the Author of Legal Book and Papers