ظهرنویسی به عنوان وکالت
ماده ۲۴۷ قانون تجارت در بوته عمل
نویسنده و محقق:ناصر رهبر
![]()
ماده ۲۴۷ قانون تجارت در بوته عمل
نویسنده و محقق:ناصر رهبر
![]()
دکتر رضا نوربها دکتر سید محمد هاشمی

دکتر رضا نوربها:قلم حقوقدان بايد در راه حقيقت و بيانش در جهت عدالت حركت كند
دکتر سید محمد هاشمی:هدفم حركت به سمت عشق، دوستي، صلح و عدالت است

شيخ محمدحسن نجفى، فرزند شيخ باقر، معروف به صاحب جواهر و ملقب به «شيخ الفقهاء» از اركان علماى شيعه و فقيه كاملى بود كه در زمان زندگى اش، مرجعيت عامه داشت و مراتب كمالات او بر شيعه و سنى پوشيده نيست.
اصليت او عراقى است و در نجف اشرف ساكن بود. در همانجا حوزه عظيمى براى علوم دينى داشت و رياست مذهبى علمى عموم شيعيان از عرب و عجم را به عهده گرفت و شاگردان زيادى تربيت كرد. او شاگرد شيخ جعفر كاشف الغطاء و شاگرد شاگرد او سيد جواد، صاحب «مفتاح الكرامه» است.
دوران زندگى صاحب «جواهرالكلام» زمينه رشد علمى و شكوفايى حوزههاى علميه فراهم بود و اين به دليل نهضت نوين علمى در فقه و اصول(بعد از فروافتادگى سراسرى در قرون 11 و 12 هجرى قمرى) و اواخر قرن دوازدهم به دست موسس بزرگ، محمدباقر وحيد بهبهانى و سپس تلاشهاى شاگردان وى، در كربلا و نجف بود.)بخش بزرگى از اين تحول و نشاط علمى، مرهون وجود گرانبهاى «صاحب جواهر» است كه بيانى شيرين و رسا، تدريس شيوا و دانش فراوان و جستوجوى پى گيرانهاى، در يافتن پاسخ براى مشكلات و مسايل فقهى و اصولى داشت.
«جواهرالكلام» كتابى مشروح و استدلالى در فقه شيعه قرن سيزدهم هجرى قمرى به زبان عربى است. اين كتاب، شرح مبسوط كتاب «شرايع الاسلام» علامه محقق حلى(متوفى 676 هجرى قمرى) است.
جواهرالكلام را مى توان دايرةالمعارف فقهى شيعى ناميد زيرا از نظر گسترش و جامعيت نظرات و آراى دانشمندان و فقهاى اثنى عشرى، از تمام كتابهاى قبل، برتر است، چنانكه در وصف آن در برخى از كتابها آمده است: «نسبت جواهر به فقه، مثل نسبت كتاب بحارالانوار علامه مجلسى نسبت به اخبار اهلبيت اطهار عليهم السلام است.»
استاد محترم جناب دکتر ناصر کاتوزیان هم صاحب جواهر را قطب و استاد فقهای معاصر می دانند و بعد از سید مرتضی و سید محمد کاظم طباطبایی یزدی بیشتر به نظرات ایشان در کتابهای خود اشاره کرده اندو همچنین استاد محترم جناب دکتر لنگرودی هم شیخ را بزرگترین حقوقدان معاصر می داند
در ادامه مطلب مشاهده نمایید...................!


درآمد: شايد تمام دانشجويان دوره کارشناسي حقوق با دکتر ابوالفضل قاضي شريعتپناهي آشنا نباشند اما هيچ دانشجوي کارشناسي ارشد و دکتري حقوق عمومی نيست که با آثار و نوشتههاي اين استاد فرهيخته به ويژه دو کتاب ارزشمند «بايستههاي حقوق اساسي» و «حقوق اساسي و نهادهاي سياسي» آشنا نباشد. دکتر قاضي، اگر پدر حقوق اساسي و شايد هم حقوق عمومي ايران نباشد، بيترديد يکي از چند فرد تأثيرگذار در زمينه حقوق اساسي و حقوق عمومي بوده و است. هنوز که هنوز است هيچ کتابي در زمينه کليات حقوق اساسي نميتواند ادعاي برابري با کتاب بايستههاي حقوق اساسي وي را داشته باشد و کتاب «حقوق اساسي و نهادهاي سياسي» همچنان خواندني و نو است. دکتر قاضي نويسندهاي انديشمند و مترجمي توانمند بود که با ترکيب اين دو ويژگي آثار ماندگاري را از خود به جاي گذاشت. اگرچه ميتوان حدس زد که بخش زيادي از کتاب حقوق اساسي و نهادهاي سياسي برگرفته از منابع خارجي باشد اما نثر اين کتاب چنان شيوا و روان است که هيچ کس براي لحظهاي چنين گماني نميبرد. دکتر قاضي چنان مينويسد که ميانديشد. آن چه که بر قلم او جاري شده آن چيزي است که از صافي ذهن او گذر نموده است. دريغ و شوربختي آن است که چنين استاد فرزانهاي هيچ اثر و نوشتهاي در تحليل و بررسي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ندارد. به راستي چرا دکتر قاضي با وجود اين که نزديک به دو دهه اعمال و کاربست قانون اساسي جمهوري اسلامي را از نزديک تجربه کرد هيچگاه انگيزهاي براي دست به قلم بردن و نوشتن درباره قانون اساسي مزبور پيدا نکرد؟ تصور اين که وي هرگز چيزي درباره قانون اساسي جمهوري اسلامي ننوشته باشد تصوري آزاردهنده و باورنکردني است ولي از قرار معلوم بايد آن را باور کرد. اکنون سالهاي زيادي ميگذرد که دکتر قاضي در ميان ما نيست- و من افسوس ميخورم که چرا ديدار اين استاد فرزانه را از دست دادم- و لابد اگر نوشته يا اثري از وي در مورد قانون اساسي جمهوري اسلامي وجود ميداشت تاکنون به نحوي در دسترس علاقهمندان قرار ميگرفت. دکتر قاضي شخصيت تکرارناشدني در حقوق اساسي ايران بود. روحش شاد و خدايش بيامرزاد! در زیر زندگینامه این استاد فرزانه که در کتاب «شرح حال تخصصي استادان و دانشياران کشور (جلد سوم)» آمده است به نقل از پایگاه فرهنگی و اطلاعرسانی راسخون میآید.
تمامی نوشته های این پست از وبلاگ اندیشه های حقوق عمومی به مدیریت آقای دکتر جواد کارگزاری نقل شده است
در ادامه مطلب زندگی نامه این استادفرزانه آورده شده است
استاد محترم جناب دکتر کاتوزیان
هر كس كه قلم به دست ميگيرد و شجاعت دارد كه افكارش را به صورت مستند به جامعه عرضه كندكارش قابل ارزش است، حالا چه ما اين كار را بپسنديم و يا نپسنديم. هرچه بيشتر انديشه ها عرضه شود به همان نسبت ارتقاءاش نيز افزوده خواهد شد. ما پيوسته از كمبود كار ميناليم و نه از زيادي آن.
البته به تازگي يك چهارشنبه بازاري براي كتاب ايجاد شده و همه به خودشان اجازه ميدهند كه بدون اينكه مطالعه كافي داشته باشند شروع بكنند به چيز نوشتن، ولو اينكه نتيجه اسف باري هم داشته باشد. ولي باهمه اين اوصاف، اين تمرين هم به نظر من به جايي منجرخواهد شد كه از درون همين نوخواستگان هم چند تايي چهره برجسته ظهور كند. در هيچ وضعيتي و براي هيچ مصلحتي نبايد جلوي فكر و انديشه را گرفت.